وارث غدیر

وارث غدیر

سکوت کرد جهان؛ زمین در بهت کاروانی بود که میرفت و ناگه ایستاد.. فرشتگان نشسته بر زورقی ز نور.. ایستاده اند به انتظار کویر سراپا شده است گوش خاک بوی حادثه ای شگرف میدهد کائنات تمام قد به انتظار نسشته است وغدیر برکه ای که دل دریایی اش به وسط اقیانوس ناآرام بود. چشم نبی با چشم علی حرفها داشت این تنها روزی ست که ماه و خورشید در کنار هم به آسمان لبخند زدند. وقتی که انگشتان افتاب در دستان ماهتاب گره خورد بارش برکت امامت در صدای رسای نبی باریدن گرفت برکه موج موج نسیم شد و بر زمین بارید چشمه های ...

ادامه مطلب
در دسته: دل نوشته | نویسنده: نگین دادرس | نوشته شده در:سه شنبه ۳۰ شهریور ۹۵ | بازدید: 453 بار